والدین و تربیت فرزند

تربیت فرزند

همانقدر که رسیدگی به کودک و توجه به نیازهای او اهمیت دارد، بیش از حد اعتنا کردن و یا شاید زیاده روی در بعضی از امور بازده خوبی ندارد و درست خلاف آن چیزی می‌شود که شما انتظار دارید...
همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزندان خود طالب هستند که به هر حال هزینه‌بر است. پدر و مادرهای زیادی هستند که با محبت افراطی باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه‌ها با داشتن این همه چیز، خوشحال به نظر نمی‌رسند. این باعث می‌شود که کودکان هرگز راضی به نظر نرسند و مدام تقاضا و توقع بیشتری داشته باشند.زمانی که شما تنبلی به خرج می‌دهید که فرزندان خود را به طور صحیح تربیت کنید، در نتیجه این وظیفه خطیر را برعهده اطرافیان فرزندتان قرار می‌دهید. اگر شما نتوانید کودکتان را به طور صحیح تربیت کنید دیگران اقدام می‌کنند. و نتیجه آن یک تربیت نامناسب است.(1)

زمانی که فرزند خود را تشویق می‌کنیم، باعث افزایش عزت‌نفس آنها می‌شویم. اما باید مراقب بود که در این موارد حداعتدال را رعایت کنیم. اجازه دهید که تشویق در وقت مناسب و تنها زمانی که کار فرزندتان واقعا لایق تشویق است انجام شود. اگر برای کار معمولی که انجام داده‌اند از آنها خیلی زیاد قدردانی کنید باعث می‌شود که کودکان نسبت به ارزش واقعی دستاورد خود دچار انحراف فکری ‌شوند.
زمانی که والدین بـه رفتار خوب کودک پاداش نمی‌دهند، یعنی در تحسین کردن رفتار خوب فرزند حساسیت به خرج نمی‌دهند و رفتارهای خوب آنها را نادیده می‌گیرند. دچار این اشتباه می‌شوند البته منظور تشویق مداوم هر گونه کارهای آنها نیست. بلکه توجه به رفتارهای خوب جدید آنها و توجه گاه ‌گاهی شما به رفتارهای مناسب همیشگی آنهاست.
فرزند شما نباید به خاطر انجام کارهای عادی و معمولی چیزی دریافت کند، چون آنها عضوی از خانواده هستند نه مهمان حاضر در هتل. هرکس که در خانه زندگی می‌کند موظف به انجام امور مربوط به خانه است. از شستن ظروف گرفته تا گردگیری و...(2)

تشویق کودکان برای انجام کارهای فوق‌العاده لازم است البته نه در کارهایی که وظیفه عادی هر عضو خانواده است. بچه باید بخشی از مسئولیت زندگی مشترک با خانواده را به دوش بگیرد. آنها برده شما نیستند اما مطمئن باشید که در تعطیلات و مرخصی دائم هم به سر نمی‌برند.
هر طور که با همسر خود رفتار کنید، به عنوان الگو برای آینده فرزندان خواهید بود؛ یعنی آنها نیز دقیقا همین‌طور با همسر خود رفتار خواهند کرد. اگر به صورت غیر صحیح با همسر خود رفتار کنید و مدام در حال مشاجره باشید آنها نیز به همین سبک رفتار می‌کنند. بچه‌ها بیشتر از آنچه شما به عنوان نصیحت به آنها گوشزد می‌کنید، از رفتار شما پیروی می‌کنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار کنید، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان می‌دهید و آنها از داشتن یک پناهگاه امن در این دنیای وحشی بیشتر احساس امنیت می‌کنند.(3)

اگر با کودکان سر وکله می‌زنید از آنها انتظارات معقول و منطقی داشته باشید، به خصوص بچه‌های کوچک. اگر برای شام جایی دعوت هستید و از کودک 2 ساله خود انتظار دارید که درست مانند یک شاهزاده کوچک رفتار کند، سخت در اشتباهید. اگر در خیال و رویای خود انتظار دارید که فرزندتان یک ستاره ورزشی و یا علمی شود، در حالی که او تنها مایل به نوازندگی پیانو است، لازم است راجع به توقع خود تجدیدنظر کنید. انتظار شما از آنها بایدباعث شادی آنها باشد.
خیلی از والدین تمام نیازهای فرزندان را برآورده می‌کنند و به این ترتیب ارزش کار سخت و عدم وابستگی را در فرزند از بین می‌برند. به این ترتیب نسلی از آدم‌های بی‌بو و خاصیت و به اصطلاح پهلوان پنبه ظهور خواهد کرد. بچه‌های امروزه انتظار دارند که همه کارها برایشان انجام شود. اینکه آنها را محکم و پرطاقت تربیت کنید و از آنها بخواهید که اموراتشان را خود انجام دهند دلیل عدم دوست داشتن آنها نیست بلکه نشانه عشق واقعی است.
اجازه دهید که بچه‌ها بچگی کنند. والدین نباید تمایلات و گرایش و نقطه نظرهای خود را به فرزندشان تحمیل کنند. اینکه فرزند خود را از اشتیاقات خود آگاه کنید خوب است اما آنها را تحمیل نکنید. اجازه دهید همان‌طور که هستند رشد کنند؛ بدون تحمیل عقاید و خواسته‌های شما.
اگر فرزندتان را به خاطر نقاشی روی دیوار تهدید به تنبیه کردن می‌کنید، حتما این کار را انجام دهید. متاسفانه پیروی از قول‌هایی که به فرزندتان می‌دهید زندگی را کمی سخت می‌کند اما افزایش اعتماد به گفته شما چیزی مهم‌تر است. اگر شما به گفته‌های خود عمل نکنید، بچه‌ها به این نتیجه می‌رسند که بین قول و عمل شما تناسبی نیست و در نتیجه به شما اعتماد نخواهند کرد.(4)
از اشتباهات رایجی که والدین مرتکب می‌شوند، تهدید کردن بچه‌هاست. به او نگویید «اگر دوباره زبانت را دربیاوری، تنبیه‌ات می‌کنم»؛ زیرا وقتی کودک را در چنین شرایطی قرار می‌دهید، علاقه او را برای لجبازی با خودتان، دوبرابر می‌کنید و مطمئن باشید او، کار بدش را تکرار خواهد کرد.
پشت هم را خالی کردن مقابل خواسته‌های بچه‌ها، از خطاهایی است که هر پدر و مادری ممکن است انجام دهند. به‌عنوان مثال، اگر پدر خانواده، شرط بستنی خوردن را تمیز کردن اتاق قرار داده، شما هم پیرو این شرط باشید و از روی دل‌سوزی، در صورتی که فرزندتان، اتاقش را مرتب نکرده، به او بستنی ندهید.(5)

گاهی والدین خسته وبی‌حوصله هستند و با بی‌توجهی رفتار خوب فرزند خود را نادیده می‌گیرند، این کار انگیزه فرزند، شما را از بین می‌برد. حتماً رفتاری که دوست دارید تکرار شود، تشویق کنید.
گاهی فرزندتان با بدرفتاری ممکن است، امتیازی از شما بگیرید. یعنی با ناله و گریه آنچه را می‌خواهد، می‌تواند بدست آورد. این خطای والدین رایج‌ترین عملی است که رفتار بد فرزند شما را تداوم می‌بخشد. وقتی رفتار اشتبا‌ه را تشویق می‌کنید، باعث ایجاد مشکلاتی برای خودتان و فرزندتان می‌شوید به این معنی که این رفتار در آینده بیشتر تکرار می‌شود. بعنوان مثال، کودک با ناله می‌خواهد دیرتر بخوابد. البته گاهی دیرتر خوابیدن ممکن است به مشکلات خواب، ترس کودکان، بدعادت کردن و عوامل دیگری باشد که باید مورد بررسی قرار گیرد.
تنبیه نکردن(منظور محرومیت از اموری که کودک بسیار دوست دارد) رفتارهای بد آنان ممکن است، موجب تکرار بیشتر آن شود. البته منظور از تنبیه، رفتارهای خشن نیست. بلکه تنبیه باید متناسب با رفتار باشد و هدف از آن، اصلاح رفتار و آگاهی بیشتر کودک نسبت به رفتار خود است.(6-7)
پی نوشت :
1 اخلاق در خانواده و تربیت فرزند، سید محمد نجفی یزدی، کتابخانۀ دیجیتال
2- با تربیت مکتبی آشنا شویم، رجبعلی مظلومی، تهران: انتشارات امیر کبیر، 1377
3- بچه‌هایمان به ما چه می‌آموزند؟ درس‌هایی درباره لذت زندگی، عشق و هشیاری،پیرو فروچی، مترجم مهسا مل مرزبان، ناشر: نی - 21 بهمن، 1387
4- به بچه‌ها چه بگوییم،آوا سیگلر، مترجم میترا کدخدایان، ویراستار میرمحمود میرزاده، ناشر: مروارید - دی، 1385
5- برای همه پدرها و مادرها: شیوه ای مثبت جهت رسیدگی به رفتار کودکان،متیو ساندرز، مترجم نوشین شمس، ویراستار ارمغان جزایری، ناشر: آسیم، بهمن، 1385
6- بچه‌ها بهشتی هستند،جان گری، مترجم مهدی قراچه داغی، ویراستار فهیمه محبی زنگنه، ناشر: پیکان، تیر، 1390
7- بهترین هدیه، مسعود صلواتی زاده، چاپ اول، بسط النبی (صل الله علیه و آله)، قم، بهمن 1385